اگر این سؤال از شما پرسیده شود که «هدف از انقلاب چه بود؟» چه پاسخی به آن خواهید داد؟ صرف‌نظر از اینکه نفس و ماهیت انقلاب را خوب یا بد می‌دانید و اینکه آیا وضعیت کنونی، نتیجه‌ی انقلاب است یا نه، به عنوان یک ناظر، پاسخ‌تان به این سوال چیست؟

اگر مدتی بر روی این سؤال متمرکز و نظرات دیگران را جویا شوید با جواب‌های گوناگون و متنوع و بعضا متفاوتی مواجه خواهید شد که با کنار هم قرار دادن‌شان نمی‌توانید یک تصویر زیبا و بی‌نقص بسازید.

بعضی‌ها هدف از انقلاب را عدالت‌گستری و اقامه قسط می‌دانند؛ عده‌ای بر روی آزادی مانور می‌دهند؛ گروهی اهداف مذهبی مثل حجاب و عفاف را مد نظر دارند؛ بخشی از مردم نیز به آب و برق مجانی اشاره می‌کنند؛ و عده‌ای نیز استقلال و بعضی هم دموکراسی. ناگفته نماند در هر کدام از آیتم‌ها نیز شاخه‌هایی وجود دارد؛ مثل عدالت قضائی، عدالت حقوقی، عدالت اقتصادی و فرهنگی و ...

درد اصلی امروز جامعه این است که در آستانه 40 سالگی انقلاب، هنوز یک نظر واحد درباره اهداف انقلاب اسلامی وجود ندارد که بر اساس آن، وضعیت کنونی مورد سنجش و ارزیابی قرار بگیرد.

مثلا آن فردی که می‌گوید «در این 40 سال به اندازه 400 سال پیشرفت کرده‌ایم»، چه تصویری از انقلاب و آرمان‌هایش در ذهن دارد؟ و یا آن کسی که می‌گوید «مردم گرسنگی و قحطی را تحمل می‌کنند اما شکست انقلاب را نه»، انقلاب را چگونه تحلیل و تفسیر می‌کند؟ و یا آن کسی که می‌گوید «اگر هدف از انقلاب، اقامه عدل و تحقق آزادی برای همگان نیست، پس انقلاب به چه دردی می‌خورد؟» چه آرمانی برای انقلاب متصور است؟

چنان‌چه ریشه‌ای به ماجرا نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که علت اصلی تفاوت رویکردها نسبت به وضع موجود، در تشخیص اهداف انقلاب اسلامی است که هر کس بر اساس اهدافی که برای انقلاب مد نظر دارد (یا هدف‌سازی کرده است)، دستاوردهای مثبت و منفی‌ای را ذکر می‌کند.

بنابراین بهتر نیست در آستانه 40 سالگی انقلاب، بار دیگر اهداف انقلاب برای جوانان و نوجوانانی که نه انقلاب را دیده‌اند و نه جنگ را، بازخوانی شود؟ چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ چه دست‌هایی در کار است که نمی‌خواهند به‌جز چند قطعه سخنان تکه‌تکه‌شده‌ی خمینی، مابقی سخنانش به گوش خمینی‌ندیده‌ها برسد...؟