مقام معظم رهبری در دیدار خود با بسیجیان به نکته‌ی مهمی اشاره کردند و فرمودند:

«اگر دشمن در ما وحدت مشاهده کند، در ما احساس قدرت و عزم راسخ را ببیند، عقب می‌نشیند. دشمن اگر ببیند که ملت ایران و جوان‌های مؤمن ایرانی احساس حضور می‌کنند، احساس وظیفه می‌کنند و قدرتمندانه وسط میدان هستند، عقب‌نشینی می‌کند؛ اما اگر احساس کند ضعف و اختلاف بین مسئولین کشور هست، هم‌جهتی وجود ندارد، یا بین مردم و مسئولین فاصله افتاده است، تشویق می‌شود که شدت عمل خود را زیاد کند. همه توجه کنند: هم جوانان، هم مسئولین، باید به دشمن پیام قدرت بدهیم نه پیام ضعف.»

چند سؤال:

یک. آیا بین مسئولان و مردم فاصله وجود ندارد؟ اگر ندارد که هیچ؛ اما اگر وجود دارد این فاصله چگونه باید کوتاه شود؟ راهش چیست؟

دو. آیا بین مسئولان اختلاف وجود ندارد؟ اساسا آیا وجود اختلاف بین مسئولان عاملی دشمن‌شادکن است؟ مثلا آیا در برجام و FATF و ده‌ها موضوع مهم دیگر بین مقامات عالی نظام اختلاف وجود ندارد؟ اگر ندارد پس این همه دعوا بر سر چیست؟ و اگر دارد چگونه باید آن را حل و فصل کرد؟

سه. چگونه باید جوانان را وسط میدان نگه داشت؟ کدام میدان؟ صرفا میدان مبارزه با استکبار جهانی یا اینکه باید با عوامل آن در داخل نیز مبارزه کرد؟ مصداق تشخیص خیانت و خدمت چیست؟ مثلا وقتی قوه قضائیه یکی از اعضای مذاکره‌کننده را به جاسوسی محکوم می‌کند ولی وزیر اطلاعات او را خادم می‌نامد، این مبارزه چگونه معنا می‌یابد؟ آیا در این راه می‌توان با برخی اقدامات ناصحیح و غیرانقلابی نهادهای انتصابی، مبارزه کرد؟ نقشه راه چیست؟

چهار. چگونه می‌توان به دشمن پیغام قدرت فرستاد؟ مثلا نقش شورای محترم نگهبان در این زمینه چیست؟ آیا این شورا نمی‌تواند از حضور افرادی که رهبری، آنها و تفکرات آنها را خائنانه می‌نامد جلوگیری کند و راه را برای حضور انقلابیونی که برآمده از دل توده‌های ملت‌اند باز کند؟

منظورتان از پیروزی چیست؟

وقتی برجام اجرا شد، گفتند این یک پیروزی حقوقی برای ایران است. آن همه وعده‌ای که در دوران پیشا برجام سر داده بودند، در نهایت به این ادعا منجر شد که ما توانستیم با برجام به دنیا ثابت کنیم که آمریکا پای تعهدات‌اش نمی‌ماند!!

وقتی دادگاه لاهه در دعوای بین ایران و آمریکا به‌نفع ایران حکم می‌دهد، می‌گویند این یک پیروزی حقوقی برای ایران است. هر چند خودشان هم اعتراف می‌کنند که آمریکا هیچ ارزشی برای این رأی قائل نیست و با کشاندن آن به جلسه شورای امنیت به‌راحتی آن را وتو خواهد کرد.

حالا درباره FATF نیز همان حرف‌های قدیمی و کلیشه‌ای را تکرار می‌کنند. ابتدا وعده‌های دروغین به ملت می‌دهند که اگر این لوایح تصویب بشود، دلار نصف خواهد شد و اوضاع ایران دگرگون خواهد شد، و وقتی که در آینده‌ای نزدیک نتیجه عکس گرفتند خواهند گفت که ما می‌خواستیم با تصویب FATF به دنیا ثابت کنیم که این کارگروه پای حرف خودش نمی‌ماند و ایران را علی‌رغم پذیرش توصیه‌هایش درباره تروریسم در لیست سیاه قرار داده است.

آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید درباره تصویب لوایح مبارزه با پولشویی گفت: «این قرارداد که بررسی آن در دستور کار مجلس قرار گرفته یکی از قراردادهای عبری، عربی و غربی است. از طریق این قرارداد می‌خواهند برای مقابله با تروریسم قواعدی وضع کنند و همه در این خصوص هم‌پیمان شوند، ولی اختیار را به دست تحریم‌کنندگانِ ما و حامیان صهیونیست‌ها می‌دهند. مبادا FATF مانند برجام شود، وکلای مردم باید در خانه ملت مراقب باشند؛ در این میان حوزه علمیه نیز وظیفه دارد که بیدار بوده و با تمام قوا با این قرارداد مخالفت کند.»

اتخاذ چنین موضعی از سوی یک مرجع تقلید جای تقدیر و تشکر دارد؛ اینکه بالاخره صدایی از مرجعیت در مقابله با تصویب لوایح استعماری بلند شده را باید به فال نیک گرفت. اما سؤال اصلی و اساسی این است که چرا سایر مراجع تقلید نسبت به تصویب FATF سکوت کرده‌اند؟

حمایت همه‌جانبه‌ی برخی از مراجع مشهور از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله جوادی آملی از برجام و سکوت آنها در مقابل تصویب FATF بسیار نگران‌کننده است.