پیامبر امی

و باز هم استاد مطهری

پیامبر اُمّــی

تا به حال این سؤال برای‌تان پیش آمده که پیامبر اکرم(ص) که تا پیش از آغاز رسالت، سواد خواندن و نوشتن نمی‌دانسته و اصطلاحا "اُمّی" بوده، آیا پس از رسالت، مواردی از خواندن و نوشتن توسط ایشان در تاریخ ثبت شده باشد؟

از خود و اطرافیان‌تان بپرسید آیا به چنین موضوعی اندیشیده‌اید و اینکه چه پاسخی به آن خواهید داد؟ آیا پیامبر پس از بعثت نیز همچنان امی و بی‌سواد بوده است؟ اصلا آیا تا به حال کتاب "پیامبر اُمّی" استاد مطهری را خوانده‌اید تا به لذت کشف این حقیقت عجیب دست یابید که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، پس از بعثت نیز (جز مواردی معدود که البته مشکوک به صحت‌اند) نه می‌خوانده و نه می‌نوشته است؟ پس اگر مانند دیروزِ من، این کتاب هفتاد صفحه‌ای را نخوانده‌اید، حتما به سراغش بروید و قورتش بدهید!

شرح مجموعه‌ی گل مرغ سحر داند و بس

که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست

ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی

ترسم این نکته به تحقیق، نتانی دانست

من زنده ام

پس از مطالعه کتاب من زنده‌ام

ما رأیتُ إلّا جمیلا

"من زنده‌ام"؛ رمانی با بیان ساده و نگاه ظریف نویسنده به آنچه در دوران سخت اسارت بر وی گذشته است که به نوعی نمایه‌ای از صبر و ایستادگی زنان مسلمان ایرانی در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی بوده است. نویسنده در جای‌جای کتاب رودربایستی با مخاطب را کنار گذاشته و به شرح جزئیات کمتر گفته شده‌ی دوران اسارت (خصوصا اسارت بانوان ایرانی) پرداخته است. توصیف اتفاقات ناگوار دوران اسارت، رفتار بعثی‌ها با اسرای ایرانی خصوصا در اردوگاه العنبر و شوق همیشه زنده‌ی 4 بانوی جوان به دیدار دوباره‌ی وطن، خواننده را به وجد و هیجان زیادی می‌آورد.

مهم‌تر از همه‌ی این‌ها "تعریف عملی" صبر و استقامت است که همان استراتژی زینب کبری(س) است؛ همان ایدئولوژی که پایه‌اش "ما رأیت إلا جمیلا" است. اصلا ایدئولوژی زینب کبری در ایام اسارت جز صبر در برابر سخت‌گیری‌ها و رسوانمودن ایادی کفر نبوده؛ و این‌جا نیز "معصومه آباد" به خوبی از پس این تکلیف بزرگ برآمده است و چه زیباتر که اکنون رسالت زینبی‌اش در دوران اسارت را با رسالت زینبی‌اش در دوران آزادی که همان رسانه‌ای کردن رخدادهای پیش‌آمده است به خوبی ادا کرده.

این کتاب برای جویندگان عشق و حقیقت هم ثابت می‌کند که اگر می‌خواهی به معراج بروی باید همسری برگزینی که دامانش متبرک به دیانت زینبی باشد و خود نیز در این مسیر با ترسیم‌نمودن نقشه‌ی راه، امیدش را مضاعف گردانی.

از اینکه در این کتاب، افسران ارتش جمهوری اسلامی آن‌گونه که بودند نشان داده شده و نویسنده در صدد کم‌رنگ جلوه دادن نقش آنها در دفاع مقدس نبوده بسیار خوشحالم؛ که اگر ارتشی‌ها نبودند در همان روزهای اول...

شخصا از دو قسمت کتاب بسیار تأثیر گرفته‌ام؛ یکی نامه‌ی پدر معصومه به دخترش و دیگری وصیت‌نامه‌ی شهید آحمد آباد به ما!

"دختر توجیبی بابا" امروز عصای دست پدرهایی می‌شود که می‌خواهند همه‌ی دخترهای‌شان "معصومه" و همه‌ی "معصومه"های‌شان "آباد" باشند.

شاید بزرگترین فیضی که از این کتاب برده‌ام همین دو سه قطره‌ی اشکی باشد که در انتهای مطالعه از چشمانم جاری شدند.

زنده‌باد همه‌ی معصومه‌های وطن من!

معرفی کتاب: از شرم برادرم

از شرم برادرم: اولین اثر منتشر شده از میلاد عرفان‌پور که این روزها به چاپ چهارم رسیده است. مجموعه رباعی‌هایی که درباره‌ی شهدای دفاع مقدس و همسران و فرزندان آن‌ها و نیز خاطراتی که از شهیدان در زندگی امروزی ما وجود دارد، سروده شده است. کتاب با این رباعی شروع می‌شود:

یک دختر و آرزوی لبخند که نیست

یک مرد پر از کوه دماوند که نیست

یک مادر گریان که به دختر می‌گفت:

بابای تو زنده است... هر چند که نیست

سعی کنیم همیشه در کنار همه‌ی مطالعاتی که داریم، گریزی هم به شعر و شاعرانگی بزنیم. در شعر حقیقتی نهفته است که در هیچ کتاب و رمان و مجله‌ای نیست.

پی‌نوشت یک: دلم برای خواندن آثار سید مهدی شجاعی تنگ شده. امیدوارم بتوانم در همین نزدیکی‌ها بار دیگر کشتی پهلوگرفته را بخوانم.

پی‌نوشت دو: این مطلب هم در نوع خودش جالب است: زن باید خوشگل باشه

پی‌نوشت سه: 9 دی هم توقیف شد.