چه حرف مزخرفی، اینکه امروز، روز توئه و قراره کلی اتفاق‌های خوب برات بیفته. اینکه امروز خدا و کائنات و کارما و ابالفضل، همه دست‌به‌دست هم دادن تا تو روزت رو بسازی. نه عزیزم! از این خبرها نیست! چاره‌ای جز پذیرش غم و رنج و عدمِ قطعیت‌ها نیست. چاره‌ای جز کنار اومدن و هم‌زیستی با اندوه و تنهایی نیست، اما جنگیدن در این راه هم شیرینی‌ها و زیبایی‌های خودش رو داره. اصلا قرار نیست همه‌چیز بر مدار شادی و بشکن و برقص بچرخه و نرسیدن به خواسته‌ها هم حجم تنهایی و اندوهت رو بیشتر و بیشتر کنه. روبی روسی تو فیلم CODA نقش یک جنگجوی اندوهگین رو به‌خوبی ایفا کرده؛ کسی که مشکلات خودش رو انکار نمی‌کنه و متحمل رنج میشه، مبارزه می‌کنه، خسته میشه، می‌جنگه، غصه می‌خوره و در نهایت هم به اون سطحی از موفقیت که «رویایی نبود» میرسه. من عاشق CODA و امیلیا جونز شدم. عالی بود.