دولت یازدهم، «انقلابی» یا «لیبرال»؟

 

مقطع تاریخی پیش‌رو را می‌توان «دوران غربالی‌گری» نامید؛ به این معنا که نظام با گذشت 37 سال از انقلاب اسلامی، هنوز با ریزش‌ها و رویش‌هایی مواجه است که تولد هر کدام از این دوقلوهای ناهم‌سان، توأم با هزینه و تحمیل خسارت به انقلاب می‌باشد. البته هر مقطعی از انقلاب به این عارضه مبتلا شده است و نمی‌توان پدیده‌ی «غربالی‌گری» را به یک برهه‌ی زمانی خاص محدود کرد، لکن حیات سیاسی انقلاب اسلامی در یک دهه‌ی گذشته و با کنار رفتن نقاب‌های رنگارنگ سیاسی از روی چهره‌ی برخی گروه‌ها و افراد، بیشتر از گذشته درگیر این موضوع شده و به هویت اصلی خود بازگشته است.

سوراخ‌های غربال انقلاب اسلامی، حساسیت ویژه‌ای به «لیبرالیسم» و گزاره‌های آن دارد و در هر مقطع تاریخی، نظیر انتخابات و مناسبات خاص سیاست خارجی، پس‌مانده‌های نه چندان انقلابی جریان‌ها و گروه‌های سیاسی، از این جریان اصیل جدا می‌شوند. البته این «جدایی» همواره به معنای کنار رفتن عناصر بد سابقه، از مصادر مهم نظام نمی‌باشد؛ مثلا مهندس بازرگان که مقلّد نحله‌ی فکری نهضت آزادی بوده، نخستین رئیس دولت موقت ایران می‌شود و بعدها شخصی چون بنی‌صدر با رأی مردم، رئیس‌جمهور ایران می‌گردد؛ بلکه «جدا شدن» به این معناست که دیگر نمی‌توان آن دسته از افراد و جناح‌ها را متصل به آب کُر انقلاب اسلامی دانست و آنها برای مشروعیت خود به سایر منابع معرفتی همچون «لیبرالیسم» گرایش می‌یابند.

در نظام اسلامی، عده‌ی قابل توجهی به «لیبرال»بودن خود و جناح متبوع‌شان اقرار کرده‌اند؛ مثلا در دوران سازندگی، اظهارنظر یکی از مسئولان که گفته بود «لیبرال‌دموکراتِ مسلمان هستم» پرده از واقعیت‌هایی برداشت که بعدها تحت عناوینی چون اقتصاد آزاد، جامعه باز، جامعه مدنی، آزادی بیان، اصلاحات و اخیراً «اعتدال»، بازسازی و ترمیم شدند و با در اختیار داشتن انبوه رسانه‌ها و به لطف جوسازی‌های صورت‌گرفته، توانستند بخشی از نخبگان و روشن‌فکران جامعه را با خود همراه سازند. نخبگانی که «باور» چندانی به گفتمان انقلاب اسلامی ندارند و فقط هر از گاهی برای چسباندن خود به بدنه‌ی انقلاب، از تعابیر کلیشه‌ای انقلابی بهره می‌گیرند.

شعار سال 95، عملا مرز میان این دسته از «انقلابیون کلیشه‌ای» را با «انقلابیون اصیل» جدا ساخته و اشاره‌ی مقام معظم رهبری به کلیدواژه «اقدام و عمل»، آن دسته از نخبگانی را که تا کنون به هر نحوی از انجام سیاست‌های اقتصاد مقاومتی شانه خالی کرده‌اند را در غربال انقلاب اسلامی الک خواهد کرد.

دیگر به صراحت می‌توان گفت که دوقطبی‌های رایج سیاسی، نظیر اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی، چپ و راست، سنتی و مدرن، نمی‌توانند شاخصی برای شناخت هویت جریان‌های سیاسی موجود باشند و مقطع پیش‌رو بیشتر از هر دوره‌ی دیگری با «دو قطبی انقلابی و لیبرال» درگیر خواهد بود. انقلابی‌هایی که متأسفانه در دولت یازدهم در انزوا قرار گرفتند و کابینه‌ی تدبیر و امید، جواب نگرانی‌های آنها را از اقدامات مهمی نظیر مذاکرات هسته‌ای، با خشونت و وارد ساختن اتهامات سیاسی و اخلاقی داده است.

آناج